زوزه ی شماره ی دو
فقدان شعر در هیاهوی شاعران
ورشکسته
درجلسات امروز شعر ایران و به خصوص شعر کرج همه چیز می توان یافت الا شعر. در جلساتی که هنوز قدرت تشخیص شعر نو از سپید ، سپید از آزاد،آزاد از زبان و کلن شعوری برای درک نفسانیت شعر وجود ندارد گروهی داعیه ی شاعری آن هم از نوع متفاوت ـ اجتماعی گونه اش را بر گرده های نحیف خویش یدک می کشند که فکر می کنم زیر بار سنگینی که ندانسته و تنها از روی هوس هایی که در دوران نوجوانیشان به سختی سرکوب شده و حال به دنبال ارضای آنند ، به زانو در می آیند . البته نمی توان برایشان شیون و زاری کردکه اینان قبل از وقوع شعر مرده اند.
|+| نوشته شده توسط مصطفی اسدی در سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385 ساعت 11:45 |

