شعر
"چه چیز آیا"
ای از از تو
به بای من
کشیده رگ
های گریستن بی تو برای چه چیز آیا؟
امشب به یاد زنی
می... پاشیده باشمش
به چشم
های بی ... برای چه چیز تر؟
آن وقت عقربه
کشیده انگار
به آغوش
های من در گرم چه چیز اما؟
که می رفت
سوی عقربه
پرواز
با...لا
ی عنکبوت
نجات را... می
به حلقه
های تنفس از قرار زنی
فردا
به حسب حبس
های گریستن بی من برای چه چیزآیا؟
نوشته ی: مصطفی اسدی
|+| نوشته شده توسط مصطفی اسدی در یکشنبه چهارم دی 1384 ساعت 10:32 |

